متن اصلی

اگر شما نیز از آن دسته افرادی می‌باشید که علاقه وافری به صنعت بسیار گسترده و وسیع الکترونیک داشته و با جدیت تمام به تعقیب آخرین دستاوردها و پیشرفت‌های انجام گرفته در حوزه نامبرده می‌پردازید بدون شک تا به حال اصطلاحاتی نظیر عناوین PWM دیجیتال و آنالوگ به گوشتان خورده و ممکن است جسته و گریخته نیز مطالبی را در مورد آن مطالعه نماییده باشید، اما آیا تاکنون با خود اندیشیده‌ای که یک مدولاسیون پهنای پالس دیجیتال چیست؟ آیا در مقایسه با همتای خود یعنی نمونه آنالوگ از خواص فراتری برخوردار می‌باشد؟ تفاوت‌های موجود در بین دو فناوری نامبرده چیست؟

برخی از افراد فاقد بهره‌مندی از دانش‌های فنی ویژه گمان می‌کنند که یک PWM در حقیقت همان منبع تغذیه مادربرد یا به‌عبارتی‌دیگر VRM می‌باشد، اما واقعیت امر کاملاً خلاف عقیده مذکور بوده و اگر به‌صورت عمیقی المان‌های مورد بحث را بررسی کنیم مشاهده می‌نماییم که خروجی 180 درجه‌ای حاصل می‌گردد. Pulse Width Modulation یا به‌عبارتی‌دیگر مدولاسیون پهنای پالس که در حالت مخفف تحت عنوان PWM مورد شناخت واقع گشته در حقیقت سیگنالی می‌باشد که به‌منظور هدایت فازهای موجود در بطن منبع تغذیه مادربرد تحت استفاده قرار گرفته و با تمسک جستن به مدار مجتمع (IC) یا تراشه کوچکی در ساختار مذکور ایجاد و مشتق می‌گردد. تراشه کوچک اشاره گردیده به آن همان‌طور که پیشتر نیز گفته شد تأثیرات فراوانی را در کنترل و هدایت فازهای تغذیه‌ای سخت‌افزار مادربرد به خود اختصاص داده و تعیین‌گر ماهیت سیگنال (دیجیتال یا آنالوگ) نیز می‌باشد. اصطلاح منبع تغذیه مادربرد یا به‌عبارتی‌دیگر VRM در حقیقت به تلفیق و مجموع تمامی المان‌‎هایی نظیر تراشه مدولاسیون پهنای پالس، سویچ‌های ماسفت، سلف/چوک و خازن‌ها با یکدیگر اطلاق می‌شود. جهت درک بهتر موضوع تصویر زیر را مشاهده نمایید.

voltage-regulator-module

اکنون این سؤال کاملاً واضح مطرح می‌گردد که کدام یک از فناوری‌های اشاره شده در مقایسه با دیگری از برتری‌ نسبی و یا هنگفت برخوردار می‌باشد. پیش از پرداختن به مبحث موضوع ذکر این نکته ضروری است که فناوری آنالوگ هم اکنون صحنه وسیع تراشه‌های کنترل‌گر پهنای پالس نامبرده را قبضه کرده و به وفور در سخت‌افزارهای گوناگون به چشم می‌خورد، اگر چه امروزه تراشه‌های کنترل‌گر دیجیتال نیز به‌صورت رسمی معرفی و پای در میدان نبرد گذاشته و توسط کمپانی قدرتمند اینتل نیز تحت اقتباس قرار گرفته‌اند، تنها گذر زمان نمایانگر فراگیری گسترده فناوری مذکور و تبدیل آن به‌عنوان یکی از مشخصه‌های اصلی و موردنیاز در دستورالعمل‌های طراحی (به‌عنوان‌مثال نمونه‌های VRD12 و VRD11.5) کمپانی یاد شده می‌باشد. همان‌طور که مستحضر هستید در عصر فعلی تمامی تراشه‌های کنترل‌گر مورد استفاده در سخت‌افزارهای مختلف به‌صورت ترکیبی از فناوری‌های آنالوگ و دیجیتال بوده و برخی از بخش‌های تشکیل‌دهنده آن در مقایسه با یکدیگر ماهیت یکسانی را میزبان نمی‌باشند که این مهم برخی از کمپانی‌های فعال در زمینه طراحی و تولید قطعات الکترونیک را بر آن داشته است تا به‌منظور بازاریابی و جذب مصرف‌کنندگان گوناگون اصطلاح تراشه‌های کنترل‌گر ترکیبی دیجیتال را بر نمونه‌های مبتنی بر فناوری آنالوگ اطلاق کنند (همان‌طور که پیشتر نیز گفته شد بخش‌های تشکیل‌دهنده ساختار تراشه‌های نامبرده به‌صورت تلفیقی از دو فناوری معرفی گشته می‌باشند).

توجیه و منطق حاضر در پشت پرده اصطلاح مذکور وجود نوعی رابط انتقال هم‌زمان سریالی یا به‌عبارتی‌دیگر SVID در ساختمان چیپ تحت بحث می‌باشد که به مانند بزرگراهی دیجیتال جهت برقراری قابلیت ارتباط واحد پردازنده مرکزی با تراشه‌های کنترل‌گر پهنای پالس و در نتیجه منبع تغذیه سخت‌افزار موردنظر ایفای نقش می‌کند، اما مجدداً این نکته را نیز باید مدنظر داشت که اگر چه رابط‌های SVID و DVID (شاهراه فوق نیز همانند همتای خود از ماهیت دیجیتال گون برخوردار می‌باشد) در بطن ساختمان تراشه‌های کنترل‌گر مبتنی بر فناوری آنالوگ حاضر بوده و به‌گونه‌ای خواص آن‌ها را به سمت مشخصه‌‎های دیجیتال مانند سوق می‌دهد، اما خروجی تراشه‌های نامبرده پس از تولید بلافاصله تبدیل به سیگنال‌های آنالوگ می‌گردد که این خود در بازگشت آن‌ها به وضعیت پیشین خود بسیار تأثیرگذار می‌باشد. درست است که دستگاه‌های مبدل مقادیر آنالوگ به دیجیتال و بالعکس در پیکربندی برخی از منابع تغذیه به چشم می‌خورند، اما این مهم به‌هیچ‌عنوان در تغییر ماهیت تراشه‌های کنترل‌گر پهنای پالس مذکور و تبدیل آن‌ها به واحدهای دیجیتال دخیل نبوده و در حقیقت مشخصه‌ای که در تعیین ویژگی‌های یک تراشه‌ کنترل‌گر و نمایان‌سازی آنالوگ یا دیجیتال بودن آن بسیار حائز اهمیت می‌باشد رویه و روشی است که با تمسک جستن به آن از طریق چرخه بازخوردی، خروجی سیستم دچار تغییرات گوناگونی می‌گردد، بنابراین با توجه به توضیحات مطرح گردیده وجود قابلیت استفاده از رابط‌های دیجیتالی SVID و DVID صرفاً در تغییر ماهیت یک تراشه کنترل‌گر و تبدیل آن به واحدی دیجیتال به‌هیچ‌عنوان تأثیری را با خود به همراه ندارد. در تصویر زیر نمایی از یک تراشه کنترل‌گر پهنای پالس قابل مشاهده می‌باشد.

pwm-chip

اکنون ابهام اساسی ایجاد گردیده در مورد نحوه چگونگی عملکرد مدار مجتمع نامبرده و ویژگی‌های پایه‌ای مربوطه می‌باشد که در منحصربه‌فرد نمودن آن تأثیرات بسیاری را به خود اختصاص می‌دهند. چگونه یک تراشه کنترل‌گری بسیار کوچک به ابعاد تنها چند میلی‌متر مربع و میزبان تعداد کمتر از هشتاد عدد پایه اتصال‌دهنده ساختار مداری را که از مقداری بین 4 تا 24 فاز تشکیل شده و مسئولیت پرداخت بیش از 100 آمپر جریان ورودی را بدون ایجاد کوچک‌ترین تغییر در ولتاژ خروجی بر عهده گرفته هدایت می‌نماید؟ پاسخ سؤال مطرح گردیده در نحوه تنظیم تعداد فازهای موجود در ساختمان منبع تغذیه مادربرد با تمسک جستن به یک حلقه بازخورد منفی نهفته می‌باشد. ذکر این نکته ضروری است که حلقه پسخوردی مذکور و نحوه چگونگی پردازش ورودی‌های سیستم و ایجاد تغییرات مربوطه جهت تولید خروجی مناسب تعیین‌گر آنالوگ یا دیجیتال بودن یک تراشه هدایتگر پهنای پالس می‌باشد. واحد پردازنده مرکزی در ابتدا ولتاژی را دریافت کرده و از آن به‌منظور ایجاد پاسخ‌های مناسب بهره می‌جوید؛ ولتاژ ورودی نامبرده پس از تغذیه پردازشگر مذکور به تراشه هدایتگر پهنای پالس بازگشت داده شده و در آنجا تحت مقایسه با ولتاژ مرجع دیگری قرار می‌گیرد، سپس میزان تفاوت‌های موجود در بین ولتاژ حقیقی ورودی و نمونه مرجع که تحت عنوان خطا مورد شناخت واقع می‌گردد به‌منظور دگرگونی طرح مدولاسیون، چرخه کار یا در برخی از مواقع فرکانس سوچینگ جهت ایجاد تغییرات مناسب در خروجی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ازآنجایی‌که در عملکرد سیستم‌های مختلط و پیچیده الکترونیکی در تمامی اوقات خطا وجود دارد، بنابراین تراشه هدایتگر پهنای پالس مورد بحث نیز از این اصل به نفع خود استفاده کرده و با تمسک جستن به اصل مذکور به کنترل و تنظیم منبع تغذیه سخت‌افزار یا به‌عبارتی‌دیگر VRM می‌پردازد. علاوه بر آن ذکر این نکته نیز ضروری است که وجود خطا در خروجی سیستم اساس کارکرد انواع مکانیسم‌های بازخوردی منفی گوناگون را تشکیل می‌دهد.

فعالیت سیستم‌های نامبرده همان‌طور که از توضیحات فوق نیز می‌توان استنباط کرد در یک مسیر حلقوی بسته رخ می‌دهد که این خود اهمیت سرعت تولید خروجی و وجود تراشه‌های هدایتگر آنالوگ را توجیه می‌نماید، زیرا همان‌طور که مستحضر هستید سامانه‌های حلقه بسته در مقایسه با نمونه‌هایی که از هیچ‌گونه پس‌خوردی به‌منظور تنظیم خروجی مناسب بهره نمی‌جویند به دلیل وجود محاسبات گوناگون از تندی بسیار کمتری برخوردارند.

حال در تراشه‌های کنترل‌گر مبتنی بر فناوری آنالوگ ولتاژ مرجع و خروجی به‌منظور فراهم آوری تفاوت‌های موجود در بین آن‌ها به یک واحد تقویت‌کننده خطا خورانده شده و سپس تفاضل اختلافات مربوطه در جهت ایجاد یک سیگنال PWM مورد استفاده برای تغییر خروجی سیستم به همراه جریان تعدیل و یک شکل موج دندانه‌ای به مولدی ثانویه یا به‌عبارتی‌دیگر مقایسه‌گر پهنای پالس مجدداً خورانده می‌شود. ذکر این نکته نیز ضروری است که توضیحات مطرح گردیده در پاراگراف فعلی به‌منظور ساده‌سازی روند عملیات و عدم ایجاد پیچیدگی در فهم موضوع تنها سمت ولتاژی اعمال مختلف را تحت بررسی قرار داده و بخش‌های منطقی و نظارتی بر شار جریان همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی می‌مانند. علاوه بر آن تراشه‌های هدایتگر مختلف با توجه به نحوه عملکرد آن‌ها فعالیت‌های گوناگونی را پس از تولید خروجی واحد تقویت‌کننده خطا از خود بروز داده و کارکرد تمامی آن‌ها یکسان نیست، اما نکته‌ای که حائز اهمیت بوده و دانستن آن خالی از لطف نمی‌باشد این است که بخش عظیمی از ساختار سیگنال در تمامی مراحل مورد بحث تغییر نکرده و همچنان ماهیت آنالوگ گون خود را حفظ می‌کند.

analog-pwm-schematic

عملکرد تراشه‌های کنترل‌گر مبتنی بر فناوری دیجیتال در مقایسه با نمونه‌های آنالوگ تفاوت‌هایی را میزبان بوده و دیگر واحد تقویت‌کننده خطا در ساختار منبع تغذیه به چشم نمی‌خورد. ولتاژ خروجی و جریان مسئول نظارت بر عملکرد سیستم در دسته تراشه‌های مورد بحث با تمسک جستن به مبدل‌های آنالوگ به دیجیتال (A/D) به سیگنال‌های دیجیتال تبدیل شده و سپس تمامی مقادیر موجود به یک بلوک بازرسی هدایت که با استفاده از الگوریتم‌های نسبی-انتگرالی-مشتقی (PID) به‌منظور تعیین و ایجاد تصمیم‌های پسین مناسب بهره می‌جوید خورانده می‌شود. پس از آن خروجی تولید گشته به‌وسیله بلوک نامبرده با توجه به مقادیر موجود تراشه کنترل‌گر را وادار به ایجاد سیگنال‌های پهنای پالسی می‌کند که خروجی آن با نمونه‌های تولیدی توسط یک هدایتگر آنالوگ یکسان است. فرآیند دیجیتال‌سازی مورد ذکر به تراشه کنترل‌گر این امکان را می‌دهد تا در تشخیص مشخصه‌های نیازمند تغییر و اندازه آن موفق‌تر عمل کند که خود فزونی چشم‌گیر دقت سیستم را با خود به همراه دارد.

digital-pwm-schematic

همان‌طور که از توضیحات فوق نیز می‌توان نتیجه گرفت قاعده کلی و پایه و اساس تراشه‌های آنالوگ انحراف پاسخ خروجی از سیگنال مرجع به‌منظور تشخیص و بررسی اختلافات موجود در بین دو ولتاژ (خروجی و مرجع) و سپس ارائه تفاوت‌های مربوطه به یک واحد مقایسه‌گر و مبدل پهنای پالس جهت تغییر مقادیر چرخه کار یا دیگر فاکتورهای موجود می‌باشد که این خود در تولید پاسخ مناسب و دگرگونی خروجی جدید تولید گردیده در مقایسه با خروجی پیشین تأثیرات بسیاری را به خود اختصاص داده و زیربنای رویه و روش مذکور به شمار می‌رود، بنابراین اگر ولتاژ خروجی با توجه به شرایط کنونی سیستم بسیار بالا باشد تراشه کنترل‌گر پهنای پالس با عنایت به بازخوردهای دریافتی بزرگی آن را کاهش داده و این عمل را تا زمانی انجام می‌دهد که خروجی سیستم نسبت به سخت‌افزارهای نیازمند انرژی و توان کاهش فراتری پیدا کند، حال مجدداً تراشه کنترل‌گر با توجه به پسخوردهای موجود مقدار ولتاژ خروجی سیستم را افزایش داده و چرخه مذکور با توجه به وضعیت فعلی دو مرتبه تکرار می‌شود؛ اما پیکربندی عملکرد تراشه‌های مبتنی بر فناوری دیجیتال کاملاً مختلف با رویه و روش نامبرده بوده و مسیری متفاوت را دنبال می‌کند.

همان‌طور که مستحضر هستید رایانه‌های شخصی از ابتدای خلقت تاکنون انواع عملیات گوناگون را بر پایه سیستم دودویی یا به‌عبارتی‌دیگر باینری به انجام رسانده و تمامی مقادیر ورودی باید ابتدا به 0 و 1 تبدیل شده و سپس به آن خورانده شود که علت توسعه و ساخت فناوری دیجیتال نیز مورد ذکر شده می‌باشد. حال ازآنجایی‌که تراشه‌های کنترل‌گر مبتنی بر فناوری مذکور نیز از قوانین و قواعد حاکم بر زیرساخت فوق پیروی کرده و تنها مقادیر 0 و 1 را میزبان می‌باشند، محاسبه تمامی جنبه‌ها و ویژگی‌های رویدادهای مختلف پیش از اقدام به وقوع آن‌ها کاملاً میسر می‌باشد که این خود از جمله اصلی‌ترین تفاوت‌های موجود در بین تراشه‌های هدایتگر آنالوگ و دیجیتال به شمار رفته و تأثیرات فراوانی را در نحوه اجرای اعمال گوناگون نیز به خود اختصاص داده است. پیشتر گفته شد که عملکرد تراشه‌های مبتنی بر فناوری آنالوگ بر پایه افزایش و کاهش خروجی منبع تغذیه سخت‌افزار مادربرد با توجه به انرژی موردنیاز قطعات تغذیه‌کننده می‌باشد، اما این مهم در تراشه‌های هدایتگر دیجیتال به‌صورت کاملاً محاسباتی و دقیق صورت می‌پذیرد؛ یعنی تراشه پهنای پالس نامبرده مقادیر موردنیاز مشخصه‌هایی نظیر چرخه کار یا … را با توجه به بازخوردهای دریافتی به‌صورت دقیق محاسبه کرده و سپس ولتاژ خروجی سیستم را تنظیم و اعمال می‌نماید که این خود علاوه بر فزونی چشمگیر دقت، در عدم نیاز به افزایش و یا کاهش بی‌رویه خروجی منبع تغذیه مادربرد هنگام انحراف پاسخ سیستم از ولتاژ مرجع و نزول میزان ضربه‌های الکتریکی ناخواسته که به مانند شکی برای برخی از قطعات تشکیل‌دهنده ساختار رایانه شخصی نظیر پردازنده مرکزی یا تراشه شتاب‌دهنده گرافیکی تداعی می‌کند تأثیرگذار است.

اگر چه هر دو فناوری نامبرده دارنده محافظت‌هایی از جمله OVP و OCP می‌باشند، اما تراشه‌های هدایتگر دیجیتال به لطف ماهیت مقداری و 0 و 1 بودن تمامی ورودی‌های مربوطه جهت استفاده توسط سیستم‌عامل قابلیت‌های نظارتی بسیار فراوان‌تری را در مقایسه با فناوری آنالوگ در اختیار کاربر قرار می‌دهند. علاوه بر آن ذکر این نکته نیز ضروری است که ازآنجایی‌که ولتاژ خروجی منبع تغذیه مادربرد به‌صورت کاملاً خودکار و خواه و ناخواه نسبت به ولتاژ مرجع انحراف پیدا می‌کند (به دلیل عدم ثبات میزان انرژی موردنیاز توسط واحد پردازنده مرکزی و دیگر مسائل سخت‌افزار مربوطه)، اگر تراشه هدایتگر پهنای پالس عملکردی بی‌عیب و نقص را از خود به نمایش گذاشته و اختلالی در فعالیت آن ایجاد نگردد خروجی تولیدی آن توسط چشم غیرمسلح به راحتی قابل مشاهده بوده و تقریباً نیز ثابت می‌باشد (در مقایسه با فناوری آنالوگ از ثبات بسیار بیشتری برخوردار است). تصویر ذیل نحوه فعالیت یک تراشه هدایت‌گر پهنای پالس آنالوگ را به صورت نموداری نمایش می‌دهد.

analog-pwm

اکنون به‌منظور آشنایی و درک بهتر تمامی توضیحات مطرح گردیده مثال دیگری را با یکدیگر بررسی می‌نماییم. فرض کنید که شما گرسنه بوده و مغز نیز با عنایت به مورد فوق دستور مناسب به‌منظور خوردن خوراکی را صادر می‌نماید. اکنون شما نیز تمامی تدارکات مربوطه را صورت داده و پس از فراهم آوردن غذا شروع به نوش جان نمودن آن می‌کنید و این عمل را تا جایی انجام می‌دهید تا مغز مجدداً دستور سیری را صادر نماید؛ در این حالت شما دست از خوردن کشیده و یا در برخی از موارد جهت جلوگیری از ایجاد ضعف در طول روز سخت و طاقت فرسای پیش رو مقدار بیشتری از غذا را میل می‌نمایید. کارکرد تراشه‌های کنترل‌گر مبتنی بر فناوری آنالوگ نیز کاملاً بر پایه و اساس مثال مطرح گردیده صورت پذیرفته و در بسیاری از بخش‌های گوناگون از آن پیروی می‌کند. هنگامی‌که واحد پردازنده مرکزی و یا دیگر قطعات سخت‌افزاری که بخش مدار VRM مادربرد وظیفه تغذیه آن‌ها را برعهده دارد تقاضای انرژی را صادر می‌کند، تراشه هدایتگر پهنای پالس نیز ولتاژ خروجی سیستم را به‌منظور فراهم آوردن غذا افزایش داده و این عمل را تا هنگامی انجام می‌دهد تا قطعات دستور سیری را صادر نمایند، در این حالت تراشه نامبرده ولتاژ خروجی سیستم را تا اندازه‌ای کاهش می‌دهد تا مجدداً سخت‌افزارهای موجود تقاضای انرژی نماییده و این چرخه تا هنگامی‌که رایانه شخصی روشن بوده و قطعات به عملکرد خود مبادرت می‌ورزند همچنان ادامه پیدا می‌کند؛ اما همان‌طور که پیشتر نیز گفته شد این مهم در تراشه‌های هدایتگر مبتنی بر فناوری دیجیتال بر پایه عملکرد کاملاً محاسباتی صورت پذیرفته و تمامی مقادیر خروجی سیستم با عنایت به معادلات فعلی به‌صورت دقیق و بدون اختلاف اعمال می‌گردند، درست همانند مواقعی که فرد قصد نوش جان نمودن خوراکی را در سر داشته و مغز وی با توجه به برخی از مشخصه‌های موجود نظیر میزان پر یا خالی بودن شکم، زمان تناول وعده غذایی پیشین و … دستور خوردن تنها مقدار محدود و دقیقی طعام را صادر کرده و شخص را از پرخوری باز می‌دارد. اگر چه فناوری دیجیتال و تراشه‌های کنترل‌گر نامبرده در برخورداری از ویژگی‌های گوناگون در مقایسه با فناوری آنالوگ دارای برتری کاملاً مشهود است، اما ازآنجایی‌که توسعه و ساخت آن‌ها بر پایه سیستم‌های فیدبک منفی می‌باشد کاهش سرعت به دلیل زمان موردنیاز جهت انجام محاسبات اجتناب‌ناپذیر است.

حال با توجه به توضیحات مطرح گردیده ممکن است تصور کنید که تراشه‌های کنترل‌گر مبتنی بر فناوری آنالوگ کاملاً چرند بوده و به‌هیچ‌عنوان توانایی رقابت با نمونه‌های دیگر معرفی گردیده را ندارند، اما واقعیت امر آن است که این عقیده به‌هیچ‌عنوان درست نبوده و فناوری نامبرده همچنان به‌عنوان یکی از ستون‌های راسخ و پایدار حوزه فوق قدرت‌نمایی می‌کند، زیرا اگر چه فناوری دیجیتال مشخصه‌های نظارتی فراوان و پاسخ‌های خروجی ولتاژ دقیق‌تری را ایجاد نموده، اما به دلیل برخورداری از واحد کنترل‌گر و تبدیل سیگنال آنالوگ به دیجیتال و انجام محاسبات دارای سرعت کمتری بوده و از تأخیراتی در تولید ولتاژ رنج می‌برند که این خود به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین ویژگی‌های منفی خودنمایی می‌کند؛ علاوه بر آن تراشه‌های دیجیتال نیز به‌منظور تولید پاسخ خروجی سیستم باید همانند تراشه‌های آنالوگ در انتظار انحراف پاسخ خروجی سیستم از ولتاژ مرجع باقی بمانند. جدول ذیل اطلاعاتی را در مورد نکات مثبت و منفی فناوری‌های معرفی گردیده در بطن خود جای داده و مقایسات جالب توجهی را فراهم آورده است که دانستن آن‌ها خالی از لطف نمی‌باشد.

برتری‌های فناوری آنالوگ برتری‌های فناوری دیجیتال
طراحی صد درصد سخت‌افزاری سیستم در مقایسه با تمسک جستن به نرم‌افزار و الگوریتم‌های محاسباتی سریع‌تر صورت می‌پذیرد وجود قابلیت و توانایی پیش‌بینی جریان‌های اشباع
تعبیه الگوریتم‌های از پیش برنامه‌نویسی شده آسان‌تر می‌باشد دقت و صحت فراتر
عدم وجود خطاهای احتمالی در محاسبات قابلیت برنامه‌نویسی مجدد و در صحنه – برخورداری از پتانسیل بسیار بیشتر جهت تطبیق با شرایط موردنیاز
قابلیت کنترل و هدایت تعداد بیشتری از منابع تغذیه (VRM) در هر زمان و پردازش تمامی ورودی‌های موجود

جدول ذیل نیز تعدادی از کمپانی‌های فعال در زمینه طراحی و ساخت تراشه‌های هدایتگر پهنای پالس مبتنی بر فناوری دیجیتال و آنالوگ را در بطن خود گنجانده است.

آنالوگ دیجیتال
(Intersil (Ziker Labs CHiL
uPI semiconductor (International Rectifier (IR
Analog Devices Volterra

استفاده از تراشه‌های هدایتگر پهنای پالس مبتنی بر فناوری آنالوگ با وجود تمامی ویژگی‌های منفی ذکر گردیده همچنان با قوت ادامه داشته و فاکتورهای منحصربه‌فرد آن‌ها نظیر سرعت تولید پاسخ خروجی و عدم تمسک به مدارات و واحدهای محاسباتی پیچیده نمونه‌های فوق را جهت بهره جستن در سخت‌افزارهای به خصوص بسیار مناسب می‌سازند، اگرچه فناوری دیجیتال و تراشه‌های مبتنی بر آن با پیشرفتی نمایی در حال گسترش بوده و تنها گذر زمان تعیین‌گر حاکمیت مطلق تکنولوژی مذکور بر صنعت دستگاه‌ها و مدارات تغذیه‌گر می‌باشد؛ اما فناوری آنالوگ هم‌اکنون و همچنان با اقتدار در حال ایفای نقش خود به عنوان یک مهره اساسی در حوزه نامبرده می‌باشد.

جهت مطالعه فراتر و آشنایی بیشتر با نحوه چگونگی کارکرد منبع تغذیه سخت‌افزار مادربرد یا به‌عبارتی‌دیگر VRM به مقاله آموزشی “آشنایی با VRM و نحوه کارکرد آن” مراجعه نمایید.